رفتن به بالا

پایگاه خبری تخصصی افق اندیشان مشهد (حوزه معماری و شهرسازی)


  • پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۹
  • الخميس ۱۳ رجب ۱۴۴۲
  • 2021 Thursday 25 February
  • یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۱:۰۷
  • کد خبر : 2017
  • چاپ خبر : نوسازی شهری
پارادایم های برنامه ریزی شهری 6

نوسازی شهری

یافتن تعریف رضایت بخشی که پیچیدگی قضایای مندرج در فرایند نوسازی شهری را توصیف کند، کار چندان ساده ای نیست. پاره ای عدم توافق های نظری و اندیشگی درباره ی تغییر و تحول شهری از این واقعیت  ناشی می شود که پژوهشگران مختلف از این پدیده و اهمیت آن دریافت های متفاوتی دارند. در آثار […]

یافتن تعریف رضایت بخشی که پیچیدگی قضایای مندرج در فرایند نوسازی شهری را توصیف کند، کار چندان ساده ای نیست. پاره ای عدم توافق های نظری و اندیشگی درباره ی تغییر و تحول شهری از این واقعیت  ناشی می شود که پژوهشگران مختلف از این پدیده و اهمیت آن دریافت های متفاوتی دارند. در آثار مکتوب مربوط به نوسازی شهری، اصطلاحاتی از قبیل باززنده سازی، اعیان سازی/ بومی زدایی، نوسازی محله، بهسازی  و بازآفرینی  مورد استفاده قرار می گیرند، بدون آن که تعریفی از آنها به دست داده شود. نوسازی شهری اصطلاحی است که اغلب در توصیف فرایند کلی مداخله در فضای شهری به کار گرفته می شود

نوسازی شهری یا بازآفرینی شهری، پدیده تازه ای نیست. احداث معابر جدید و پیاده روهای سنگ فرش، در پیش گرفتن طرح های بهداشت عمومی و شبکه های فاضلاب در سده ی نوزدهم به باززنده سازی و تمیز شدن بعضی شهرهای بزرگ اروپایی مانند پاریس، لندن و برلین یاری رساند. در سده ی بیستم بسیاری از آلونک های فقرای شهری پاکسازی و به جای آن بلوک های آپارتمانی نوین ساخته شد. و یا بر اساس فکر شهر سبز مدرنیست ها و کارشناسان مطالعات شهری سده ی بیستم، حومه ها یا شهرک های جدید سبز ساخته شدند.

با تجربه اخیر فرسودگی شهری در اروپا و آمریکای شمالی، بازآفرینی شهری به اولویت های سیاسی و اجتماعی دولت های محلی و ملی تبدیل شد و گروه جدیدی از کارشناسان بازآفرینی شهری نیز وارد صحنه شدند. بازآفرینی متضمن عناصر متعددی است که در پیوند با یکدیگر قرار دارند و برخورد جداگانه با هر یک از آنها، تأثیری کمتر از برخورد کل گرایانه خواهد داشت. یکی از هدف های اصلی بازآفرینی، بازگرداندن پایداری اقتصادی به یک ناحیه معین است که غالبا از راه جذب سرمایه گذاری عمومی و خصوصی خارجی و تشویق راه اندازی کسب وکارهای تازه و حفظ بقا صورت می گیرد.

در کشورهای رو به توسعه فرایند نوسازی و بازآفرینی شهری هنوز جوان است. تلاش این کشورها بیشتر معطوف به حل مشکلات محله های فقیر شهری است که حدود ۳۰تا ۶۰ درصد از جمعیت شهری این کشورها را در خود جای می دهند و پرشتاب ترین رشد را در قسمت های شهری این بخش از جهان دارند. تا پیش از دهه ۱۹۸۰ رویکرد عمده به نوسازی شهری، برچیدن زاغه ها و زور آبادها و استقرار جمعیت در پروژه های مسکن ارزان قیمت بود. از اواخر دهه ۱۹۷۰ مجموعه ای از رویکردهای تازه مانند ارتقای محله های فقیرنشین و زورآبادها جایگزین سیاست های تخریبگرانه پیشین شد. اغلب کشورهای رو به توسعه پیامدهای منفی اجتماعی، اقتصادی تخریب این محله ها آگاه شدند و این سکونتگاه ها را به عنوان بخشی از ذخیره مسکن موجود پذیرفتند. ارتقای وضع محله به عنوان شیوه ای برای ارتقای شرایط زندگی در نواحی نابسامان شهری و فرسوده پذیرفته شد. در دهه ۱۹۸۰ بسیاری از کشورهای رو به توسعه، با پذیرش این مطلب که سکونتگاه های فقیرنشین می توانند به اجتماعات پایدار شهری تبدیل شوند، نوعی سیاست رسمی ارتقای این محله ها را در پیش گرفتند. ارائه خدمات پایه به این محله ها آغاز شد و ارتقای وضعیت واحدهای مسکونی توسط خود ساکنان در دستور کار قرار گرفت. تأمین و ارتقای زیرساخت ها و قانونی کردن حق تصرف به ارکان این قبیل سیاست ها تبدیل شد. امروزه در جهان سوم، ارتقای واحدهای مسکونی فرسوده، جدی ترین رویکرد حل مشکلات محله های فقیرنشین به شمار می آید، اما در مواردی تخریب آنها نیز همچنان ادامه دارد. در آثار مکتوب بانک جهانی و هبیتات، توصیف این تحول در کشورهای درحال توسعه به این شرح است: از دهه ۱۹۵۰ تا میانه ی دهه ی ۱۹۷۰، کشورهای در حال توسعه سعی کردند از طریق پروژه های تأمین مسکن عمومی با بحران نابسامانی مسکن مقابله کنند. در این دوره دیدگاهی غالبا منفی نسبت به  نواحی نابسامان شهری غالب و تخریب و جابه جا کردن آنها  اقدامی متداول بود. ناتوانی دولت ها در تأمین مسکن جایگزین، رانده شدگان از این نواحی را به حاشیه شهرها و احداث نواحی نابسامان جدید هدایت می کرد.

ادامه دارد…..

پوریا علایی _ کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری

اخبار مرتبط



آخرین نظرات