رفتن به بالا

پایگاه خبری تخصصی افق اندیشان مشهد (حوزه معماری و شهرسازی)


  • سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
  • الثلاثاء ۶ شوال ۱۴۴۲
  • 2021 Tuesday 18 May
  • دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۰:۲۳
  • کد خبر : 2124
  • چاپ خبر : چالشی به نام نظام مدیریت شهری
با نگاهی به ادوار گذشته شهرداری ها و نظام حاکم بر شهر:

چالشی به نام نظام مدیریت شهری

مدیریت شهری و نظام و ساختار حاکم بر آن از مهم ترین چالش های مرتبط با شهر، شهرسازی و شهرداری در ایران است. نظام مدیریت شهری می تواند بر ارتباط بین انسان و محیط، کیفیت محیط زیست شهری، توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شهرها، چگونگی روابط متقابل سیاسی- اجتماعی و غیره تأثیر مستقیم و عظیمی […]

مدیریت شهری و نظام و ساختار حاکم بر آن از مهم ترین چالش های مرتبط با شهر، شهرسازی و شهرداری در ایران است. نظام مدیریت شهری می تواند بر ارتباط بین انسان و محیط، کیفیت محیط زیست شهری، توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شهرها، چگونگی روابط متقابل سیاسی- اجتماعی و غیره تأثیر مستقیم و عظیمی بگذارد. در صورت برقراری یک نظام درست مدیریت شهری می توان انتظار داشت که بهره وری افزایش یافته، موانع رشد و توسعه رفع شده یا حداقل تضعیف شوند، همکاری و مشارکت عمومی جلب شده و آرمان ها و خواسته های عمومی در مورد شهر، در شرایط رقابت آمیز امروز محقق گردند.

نظام مدیریت شهری همچنین تأثیر بسیار زیادی بر چرخه تولید و بازتولید دانش شهرسازی دارد؛ زیرا بسیاری از تولیدات علمی- پژوهشی و فنی در مورد شهر به سفارش مدیریت های شهری انجام می شود. می توان گفت که در مجموع دو گرایش عمده برای مدیریت شهری قابل تصور است: مدیریت تخصص محور و مدیریت برنامه محور.

در نوع اول شهردار، یا مدیری شهری، خود متخصص و کارشناس با تجربه شهرسازی است و لذا با کلیه مسائل شهر آشناست و براساس دانش و علم خود به رتق و فتق امور شهر می پردازد. در مدیریت از نوع دوم مدیریت شهری یک مدیریت غیر تخصصی و عمدتا سیاسی است؛ ولی مدیر شهر خود را تابع بی شک و شبهه برنامه های موجود شهر دانسته و توان و هنر خود را در تحقق اهداف، سیاست ها و برنامه های موجود شهر متجلی می بیند.

متاسفانه، شهر نشینان در شهرهای کشور نیز با فرهنگ و نگرش خاص و تاریخی خود، نسبت به شهر و شهرداری، آمادگی مشارکت در برنامه های شهری را ندارند. شهر نشین ایرانی که تا دوران قاجاریه و در یک شرایط خاص و برپایه ارتباطات قومی و قبیله ای تا حد محله پیش آمده بود با روی کار آمدن حکومت پهلوی و پاشیده شدن نظام محله ای در شهرها مجبور به عقب نشینی گردید.

زمانی که این شرایط را با مدیریت چند پاره شهری، که در آن دستگاه ها و جناح های مختلف، هریک به فراخور حال و بدون هماهنگی، در مقدرات و توسعه بخشی شهرها دخالت مستقیم می نمایند ، ترکیب کنیم و رویکرد صرف کالبدی معمار- شهرسازان را به آن بیافزایم، کاملا مشخص می شود که چرا وضعیت شهرهای ما به این جا کشیده شده است، شرایطی که هیچ کس از آن راضی و خشنود نیست.

در مقایسه با کشورهای توسعه یافته، شهرداری در کشور ما هم، علی القاعده، بیشتر جنبه سیاسی دارد، ولی بر خلاف بیشتر کشورهای جهان، شهرداران ما، برنامه محور نبوده بلکه، برنامه گریز هستند. چنین شرایطی موجب می شود که هر شهرداری با چشم پوشی از هرگونه برنامه بلند و حتی میان مدت، با اعمال نظرات و سلایق شخصی خود شهر را به جهت خاص و متفاوتی هدایت نماید. این در حالی است تقریبا هیچ یکی از شهرداران ما از زمان ظهور بلدیه تهران تا کنون، شهرساز نبوده اند!

پوریا علایی، کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری

اخبار مرتبط



آخرین نظرات